رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
146
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
حاكم كه بهعنوان تيولدار ايالت خود مردى فوق العاده نيرومند بود از همهء حقوق و اختيارات خود شخصا و يك تنه استفاده نمىكرد . از نظر ادارهء امور مالى هم او به هيچوجه در وضعى نبود كه خود آن كارها را سروسامان دهد . بنابر اين او از وجود يك يا چند مأمور كه به اختيار خود آنها را منصوب و معزول مىكرد استفاده مىكرد . در سال 909 ( - 4 - 1503 م . ) مثلا ايالت اصفهان به « ايشك آقاسىباشى ديوان اعلى » دورميش خان داده شد . « . . . مشار اليه ميرزا شاه حسين معمار اصفهانى را وزير و نائب خود ساخته به خدمتى كه به او متعلق بود به او ( كذا فى الاصل ! ) رجوع نمود . . . » « 626 » و خود در سلك ملازمان دربار باقى ماند . حبيب السير نيز از امير سلطان ( خان ) ، حاكم خراسان در دورهء شاه اسمعيل اول ( 30 - 907 - 24 - 1502 م . ) گزارشى مىدهد كه به آنچه گفتيم شباهت دارد . به محض اينكه وى به شغل جديد مشغول شد « منصب وزارت . . . و ضبط اموال ديوانى ممالك خراسان به شيخ مجد الدين محمد كرمانى . . . تعلق گرفت . » « * » پس از تقريبا دو سال امير سلطان به سعايت اين و آن همين وزير را معزول و سياست كرد . وزير جديد نيز پس از چندى به گفتهء مرجع ما بدون دليل به قتل رسيد و به ديگرى جاى پرداخت « 627 » . از مأمورين عالىرتبهاى كه حاكم با آنها سروكار داشت در اينجا به عنوان « نواب » حاكم ياد شده است « 628 » . احسن التواريخ راجع به وزرائى كه در اينجا مورد بحث قرار گرفتهاند بهعنوان « وزرا و مقربان امير خان » « 629 » ياد مىكند .
--> ( 626 ) - وقايعنامهاى بدون نام و مشخصات دربارهء شاه اسمعيل اول ، نسخهء خطى Ms . B . M . Or . 3248 ( ساورى در رسالهء خود ، ص 203 و بعد از آن آن را نقل كرده ؛ اطلاعاتى دربارهء اين مرجع در همان رساله ، ص VI ) ، برگ a 92 . ( 627 ) - حبيب السير ، ص 378 و بعد از آن . ( 628 ) - حبيب السير ، ص 379 . ( 629 ) - احسن التواريخ ، ص 175 . ( * ) - اين قسمت از اصل نقل شد . م